به نام خدا

 

مقدمه : نظارت و راهنمایی آموزشی در ادوار مخلتف معانی و تعاریف گوناگونی شده است از جمله بازررسی و داوری و انتظارات وراهنمایی مبتنی بر همکاری گروهی و تشریک مساعی که بهترین نوع نظارت و راهنمایی آموزشی میباشد که در این نوشتار به سیر تاریخی و مفاهیم نظارت و راهنمایی آموزشی می پردازیم .

مفاهیم نظارت و راهنمایی آموزشی :در فرهنگ فارسی عمید نظارت به معنای زیرکی و فراست و راهنمایی به معنای عمل راهنما و راه نشان دادن به کسی آمده است .در فرهنگ تعلیم و تربیت نظارت و راهنمایی چنین تعریف شده است : کوششهای مسئولان منتخب مدرسه برای راهنمایی و هدایت معلمان و دیگر کارکنان آموزشی در اصلاح وضع آموزش و روشهای تدریس که مستم تحریک رشد و پیشرفت حرفه ای معلمان ،انتخاب هدفهای آموزشی و تجدید نظر در آنها ، مواد آموزشی ، روشهای تدریس و ارزشیابی آنهاست »در متون کلاسیک تربیتی ، نظارت و راهنمایی به معنای کنترل ، هدایت ، و ارزشیابی امور جاری به منظور بررسی عملکردها ، وناظر آموزشی به معنای کسی که مسئولیت نظارت برکمیت و کیفیت انجام کار دیگران را برعهده دارد آمده است .نظارت و راهنمایی مفهوم عام و کلی دارد بدین معنا که در همه سازمانها و موسسات اعم از ساده یا پیچیده ، انتفاعی یا اجتماعی ، بزرگ یا کوچک ، دولتی یا خصوصی ، و. کاربرد دارد . ثبات و ادامه حیات هر سازمانی به نوعی مستم نظارت وراهنمایی است . آموزش و پرورش که یکی از پیچیده ترین سازمانهای انسانی است برای حفظ و تداوم فعالیتهای آموزشی و نیل به اهدافش همواره به نظارت وراهنمایی نیاز داشته و دارد .نظارت و راهنمایی تعلیماتی در آموزش و پرورش یکی از برنامه های رسمی سازمانی است که با دیگر نظامهای رفتاری مربوط به آن ( تدریس و یادگیری ، مدیریت آموزشی ، و مشاوره و راهنمایی ) ارتباط مستقیم و متقابل دارد .راهنمای آموزشی فردی است که برنامه های نظارت و راهنمایی آموزشی را در مدرسه طراحی ، اجرا و ارزشیابی میکند و با دیگر کارکنان مدرسه ( معلمان ، مدیر ، مشاور تحصیلی و شغلی ، و روانشناس مدرسه )ارتباط متقابل دارد .نظارت و راهنمایی تعلیماتی طبق مفاهیم سنتی ، انتقال دانش و مهارتها در عمل از فرد کارآزموده به فرد کارآموز و از فرد مجرب به فرد بی تجربه تعریف شده است ( کادوشین ، 1976) . نظارت آموزشی کارکنان مدرسه برافراد و حتی اشیا به منظور اداره وکنترل مدرسه یا تغییر برنامه های آموزشی صورت می گیرد و به طور مستقیم در نیل به هدفهای اساسی آموزشی مدرسه تالثیر دارد .( هاریس ، 1963) این عومل باید در ارتباط با یکدیگر در نظر گرفته شود .

کیمبال وای در تفسیر جامع مفهوم نظارت و راهنمایی آموزشی ، هدف اصلی از نظارت را اصلاح برنامه درسی ، اصلاح روش تدریس ، آموزش ضمن خدمت ، تشویق به استفاده از مواد و ابزار کمک آموزشی هنگام تدریس ، انجام ارزشیابی موثرتر و افزایش مشارکت جامعه در رشد و توسعه برنامه های مدرسه ، همچنین اصلاح شرایط یادگیری برای دانش آموزان بیان می کند .

سرجیووانی و استارات (1993) در توضیح مفهوم نظارت و راهنمایی بیان می کنند که با توجه به تغییرات فراوان در زمینه های مختلف آموزش و پرورش ، نظارت به عنوان وظیفه ای اصلی در اداره مدارس در حال ظهور است و اگر قرار باشد راهنمایان آموزشی در تغییر ، تجدید سازمان و احیای مدارس و اثر بخشی آنها نقش مهمی ایفا کنند باید از نقشهای سنتی خود فراتر روند و نباید هدف آنان صرفا انجام دادن کاردر مدرسه مطابق با موازین و معیارهای مشخص باشد . آنان معتقدند فرایند نظارت و راهنمایی باید فرایندی پویا تلقی شود که مستم تفکر مجدد در مورد شرایط تدریس و یادگیری و هم چنین مدرسه است .

گوردون و راس گوردون (1995) نظارت وراهنمایی آموزشی را از وظایف مدرسه می دانند که از طریق کمک مستقیم به معلمان ، توسعه برنامه درسی ، رشد کارکنان ، بالندگی گروهی و تحقیقات عملیاتی ، فرایند آموزش را اصلاح می کند .

امروزه مسئولان مدارس با توجه به تغییرات سریع در نظامهای آموزشی باز هم در صدد اصلاح فرایند آموزش و یاد گیری و اثر بخشی آن هستند ، ولی نه با ارزشهای گذشته ، بلکه با روشهایی نو ، به طوریکه پاسخگوی نیازهای جامعه آموزش و پرورش باشد .

نظارت و راهنمایی تحت عنوان بازرسی مدرسه و کلاس درس :نظارت و راهنمایی پیش از سال 1900 عمدتا از طریق بازرسی اداری و رسمی مدرسه و کلاس درس به وسیله افراد غیر حرفه ای و در بعضی موارد به وسیله شهروندان محلی یا مذهبی یا کمیته های ویژه متشکل از افراد عادی انجام میگرفت . در آن زمان بازرسی به معنای تفتیش کار معلم و نگاه تیز بینانه و منتقدانه بازرسان به برنامه های مختلف مدرسه ، به ویژه معلم بود . بازرسی به منظور نظارت برکار معلم و اجرای قوانین و مقررات مدرسه بود و براجرای مقررات انضباطی و حفظ موازین و معیار های حاکم بر آموزش و پرورش بیشتر تاکید می شد ، تا اصلاح آموزش ، مسائل تدریس و روشهای اجرای آن ، آموزش معلم ، دانش آموز و پیشرفت تحصیلی او .

بازرسان همواره در صدد عیب یابی و یافتن نقطه ضعف های ناشی از عدم انطباق معیارهای وضع شده در آموزش وپرورش با فعالیتهای در حال اجرای معلم بودند . و قظاوت و ارزیابی او بیشتر جنبه ذهنی داشت .او طبق قانئن از اختیارات لازم برای تشویق و تنبیه معلم و تعلیق یا انفصال او از خدمت برخوردار بود .در سالهای اولیه قرن 20 بازرسان که عمدتا افرادی غیر حرفه ای بودند بتدریج جای خود را به متخصصان آموزشی دادند . با گسترش حیطه کنترل روسای مناطق آموزشی ، راهنمایان آموزشی وظیفه نظارت بر کلاس درس معلمان را بر عهده گرفتند و برای اولین بار نظارت از وظیفه ای صفی به وظیفه ای ستادی تبدیل شد.

نظارت و راهنمایی علمی :در دهه های اولیه قرن 20 آموزش و پرورش بشدت تحت تاثیر مفاهیم و یافته های مدیریت علمی» قرار گرفت به طوریکه شیوه اداره آن شبیه شیوه اداره سازمانهای بازرگانی و صنعتی شد در نتیجه اصول مدیریت علمی در نظارت برمدارس هم کاربرد یافت و یافته های آن که در بخش صنعت و تجارت به کار گرفته شده بود و نتایج نسبتا موفقی در برداشت به وسیله متخصصان تعلیم وتربیت در مدارس به کار گرفته شد .بدن ترتیب که به معلمان دستور العملهایی داده میشد که موظف بودند طبق آن عمل کنند و هدف راهنمایان از بازرسی مدارس آگاهی از این امر بود که معلمان مطابق دستورات انجام وظیفه می کنند یا خیر؛ زیرا آموزش جنبه تخصصی نداشت و بیشتر معلمان افرادی بودند که برای حرفه معلمی آموزش رسمی ندیده بودند و مانند معلمان امروزی تحصیلات آکادمیک نداشتند ، بلکه فقط دوره دبیرستان را به اتمام رسانده بودند ( وای ، 1967)بتدریج تاکید بر جنبه های مختلف روابط انسانی اعتبار و اهمیت بیشتری یافت . تاثیرات ناشی از مدیریت علمی تیلور در آموزش وپرورش موجب پیدایی اندیشه ها ، روشها و یافته های جدیدی شد که مفاهیم سنتی نظارت و راهنمایی را تا حد زیادی متحول ساخت . متخصصان تعلیم وتربیت سعی میکرند  به این شیوه ، شیوه های جدیدی با کارایی بیشتر برای اداره مدارس بیابند .

نتایج کاربرد مدیریت علمی در آموزش و پرورش :

1-اصلاح رابطه بین معلمان و راهنمایان آموزشی : به کشف قوانین آموزشی و یافتن بهترین روشهای آموزشی و نظارت بر اعمال آنها به وسیله معلمان واجد شرایط و کار آزموده مبادرت ورزیدند  و از رابطه خشک ومستبد به رابطه ای علمی و منطقی جای خود را داد .

2- تعیین ویژگیهای حرفه ای معلمان : بر طبق این اصل راهنمایان آموزشی باید معلمان را با جزییات کارشان و بویژه روشهای تدریس آشنا می کردند و برای دستیابی به نتایج مطلوب ابزار و لوازم مورد نیاز آنان را فراهم کرده در اختیارشان قرار می دادند.

3- ایجاد انگیزه کاری : معلمان با معیارهای جدید علمی هدایت کنند و با تشویق و تقویت آنان به اشکال گوناگون از قبیل پرداخت مزایا ، ترفیع ، ارتقا ، تشویق ، احترام اجتماعی و کمک به پیشرفت حرفه ای آنان ، به نتا یج مطلوب برسند.

4-کشف و ابداع بهترین شیوه های تدریس» : حاکم شدن جو علمی برآموزش وپرورش بود یعنی تاثیر یافته های علمی بر ابعاد و اجزای گوناگون آن .شایان ذکر است که علی رغم حاکم شدن جو علمی هنوز آموزش و پرورش به مفهوم امروزی آن دارای پشتوانه علمی و تحقیقاتی غنی نبود . روشهای جدیدی برای ارزشیابی و سنجش فعالیتهای آموزشی دانش آموزان ابداع شد که عامل تعیین و انتخاب روشهای آموزشی ، نتایج تحقیقات علمی بود و نه تفکرات و نظریات افراد مسئول که بیشتر بر قواعد تجربی استوار بود .

5- محور قرارگرفتن دانش آموز :برای اولین بار دانش آموز محور اصلی برنامه های آموزشی قرار گرفت ؛ بدین ترتیب باید همه کارکنان و وسایل و تجهیزات آموزشی در جهت به حداکثر رساندن رشد و پرورش دانش آموز به کار گرفته می شدند و معلمان عامل اصلی این باروری و بهره وری بودند و باید به حداکثر کارایی و اثربخشی در کارشان نایل می گردیدند .

6- تاکید برسنجش و تحقیق : تاکید برآزمایش و تحقیقات کنترل شده به وسیله متخصصان بود . همکاری گروهی متخصصان و معلمان برای رسیدن به نتایج مفیدتر به تحقیقات تازه ای منجرشد و ارتباط معلم با دیگر مراکز و مراجع علمی در جامعه بتدریج توسعه یافت .

در حال حاضر مشکل عمده این است که هیچ گونه معیاری که بتوان بر اساس آن کار کرد وجود ندارد مدارس بدون اینکه هدفی داشته باشند کار یکنواختی انجام میدهند و مدیر مدرسه نمی داند معلمان تا چه حد عملکرد بالا را هدف خود قرار داده اند و رئیس اداره آموزش و پرورش منطقه وسیله ای برای دانستن معیارهای معلم یا مدیر در  اختیارندارند .تمامی این موارد بیانگر دوره ای نامطمئن و بی ثبات از سماندهی و هدایت ورهبری است »

نظارت و راهنمایی تحت عنوان روابط انسانی آزاد منشانه :در اواخر دهه 1920 اعتراض به تعیین برنامه درسی و روش تدریس به وسیله مدیران رده بالای آموزش وپرورش و تحمیل آن به معلمان بیشتر شد . تقریبا اکثر نویسندگان هدف از نظارت را راهنمایی معلمان می پنداشتند ، نه بازرسی و تعیین روشهای تدریس و برنامه های درسی برای آنان . معلمان باید افرادی حرفه ای وبه حداکثر رشد حرفه ای می رسیدند . معلمان وقتی از نظر حرفه ای کارامد تلقی می شدند که در جنبه های خودکاوی ، انتقاد از خود و خود اصلاحی معلمانی با کفایت و شایسته بودند. در پی تغییرات وسیع اجتماعی و اقتصادی ای که در این سالها روی داد بتدریج احترام به شخصیت انسان ( معلم ) و تشویق به مشارکت گسترده معلمان در تدوین برنامه ها و خط مشی ها بیشتر مورد تاکید قرار گرفت . راهنمایان آموزشی در این زمان مشاور نامیده می شدند این بود که محیط مناسبی برای تشریک مساعی همه کارکنان آموزشی فراهم کنند تا از این طریق هدف ، یعنی اصلاح و پیشرفت همه کارکنان به جای صرفا معلمان ، تحقق یابد . ( وای ، 1967) یافتن راه حل مشکلات آموزشی و رشد و پرورش شخصی کارکنان ثمره نحوه ادراک و تلقی از این مفهوم نظارت و راهنمایی آموزشی بود .

 

نظارت و راهنمایی تحت عنوان اصلاح روش تدریس :همه افرادی که در امر آموزش و پرورش در مدارس فعالیت داشتند سعی می کردند یه طرق مختلف فرایند تدریس و یادگیری را اصلاح کنند و مسائل و مشکلات آموزشی معلمان را مرتفع نمایند. (گوئین ، 1974)به طور خلاصه ، راهنمایان آموزشی سعی داشتند با یافتن روشهای جدید مدارس را به طور کارامدتری اداره کنند. (وای و باندی ، 1986)

نظارت و راهنمایی تحت عنوان رهبری آموزشی آزادمنشانه :در دهه 1930 به دلیل تاکید اساسی بر نظارت و راهنمایی دموکراتیک با معلمان به نحوی رفتار می شد که مجبور می شدند از طریق این نوع رفتار و روابط دوستانه که غالبا برجنبه های انسانی تاکید داشت ، فعالیت هایی را که راهنمایان آموزش بر عهده آنها گذاشته بودند انجام دهند . بهبود کار معلمان و کارایی و اثربخشی از دیگر مواردی بود که دراین عصر مورد تایید بود . نظام آموزش و پرورش به صورت متمرکز اداره می شد و نظارت وراهنمایی اموزشی بخشی از آموزش و پرورش قلمداد می گردید و به صورت دستوری اداره می شد . امروزه نظام آموزشی را که در آن اهداف و خط مشی ها و برنامه های کلی از طرف رده های بالای سازمان تعیین می شود . در اصطلاح سازمان متمرکز می نامند . 

 نظارت و راهنمایی تحت عنوان رهبری آموزشی مبتنی بر همکاری گروهی : در دهه 1930 و 1940 نظارت و راهنمایی آموزشی را نظارت و راهنمایی تعاونی یا مشارکت و همکاری گروهی تلقی می کردند .کسانیکه در سیستم آموزشی فعالیت می کنند باید یکدیگر را در امر آموزشی راهنمایی کرده ، برای رفع مشکلات خود از تجربیات و نظریات افراد کارآزموده و مجرب استفاده نمایند ، خواه آنان به طور رسمی راهنمای آموزشی باشند ، خواه نباشند . در این دوره بر مشارکت و همکاری گروهی همه کارکنان مدرسه در بهبود وضع آموزش تاکید می شد . همزمان با توسعه و گسترش آموزش و پرورش و تغییرات اقتصادی اجتماعی ، دانش آموز محور برنامه های آموزشی قرار گرفت و به معلم که تا آن زمان به عنوان یک عنصر انسانی نادیده گرفته شده بود ، بیشتر توجه شد . با رشد سریع تعداد دانش آموزان ، توسعه مدارس و افزایش مسئولیتهای مدیران جنبه هایی از سبکهای آزاد منشانه تر رهبری در آموزش و پرورش پیدا کرد ( وای وباندی ، 1986)

ادامه مطلب

وظیفه های مدیر و رهبر آموزشی چیست ؟

مدیریت و رهبری آموزشی یعنی چه ؟

روشهای دیگر نظارت و راهنمایی آموزشی

، ,آموزشی ,نظارت ,راهنمایی ,آموزش ,معلمان ,و راهنمایی ,نظارت و ,و پرورش ,آموزش و ,برنامه های ,عنوان رهبری آموزشی ,متخصصان تعلیم وتربیت

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

قیمت سوپر فود nbs لگاریتم طراحی سایت، سئو، تبلیغات در گوگل جهادگران کارآفرین | کمیته امداد قیمت لوله پی وی سی برق,قیمت بست کمربندی,قیمت سینی کابل,قیمت نردبان کابل صندلی اداری جغرافیای دبیرستان ماهدشت Lotus Water آموزشی راهنمای خرید پرینتر چهارکاره